اولین بارداری من – آتلانتیک

اولین بارداری من – آتلانتیک


W.مرغ بیدار شدم صبح 20 ژانویه 2017 ، باراک اوباما رئیس جمهور بود و من هنوز باردار هستم. وقتی چند ساعت بعد از خواب بیدار شدم او آنجا نبود و من نبودم.

وقت زیادی برای برنامه ریزی برای پایان بارداری نداشتم. چقدر با تاریخ تقویم فاصله دارم. اما من کمی عجیب فکر کردم – حتی کنایه آمیز نیست ، اما چیزی شبیه به آن – که من از حق انتخاب آن روز خاص استفاده می کنم.

من در تمام زندگی بزرگسالی خود طرفدار سقط جنین ایمن و قانونی بوده ام ، اما این موقعیت همیشه نظری بوده است ، همیشه در مورد اینکه چه کسی از دیگران حق انتخاب. من هیچ ایده ای برای انتخاب خودم نداشتم و می دانستم که مطمئن نیستم اگر مجبور به انتخاب باشم چه تصمیمی می گیرم. معلوم شد که شما می توانید در موقعیتی باشید – واقعی ، نه خیالی – و هنوز مطمئن نیستید.

در 33 سالگی باردار شدم ، حدود یک سال و نیم بعد از ازدواج. من بچه ها را دوست داشتم ، حداقل یکی از دوستانم را داشتم و می خواستم کاملا عاشق یک مرد دیگر باشم.

من آزمایش بارداری را در چهار هفته انجام دادم و بسیار خوشحال بودم که جواب مثبت داد. در 12 هفته متوجه شدیم که او دختر است و ممکن است مشکلی پیش بیاید: کمی مایع زیاد پشت گردن نوزاد وجود دارد. اوب ژن من اطلاعات غریبی را به گونه ای بی حساس بهم ریخت که دیگر به تمرین او برنگشتم. من پزشک جدیدی پیدا کردم و برای سونوگرافی دیگر به متخصص مراجعه کردم. مایع افزایش یافته بود و اختلاف دیگری را نشان می داد.

من و شوهرم با یک مشاور ژنتیک صحبت کردیم و سعی کردیم بسیاری از آمارهای نامشخص را بفهمیم. ما به طور قطعی نمی دانستیم که چیزی اشتباه است ، اما مشاور به ما گفت که احتمال وجود ناهنجاری ها ، از مواردی که می توانیم نادیده بگیریم تا “ناهنجاری های بزرگ جنین”. ما با تردید تصمیم گرفتیم آمنیوسنتز را انجام دهیم ، زیرا این روش خطرناک است ، زیرا می تواند اطلاعات دقیق تری را ارائه دهد.

جز اینکه اتفاق نیفتاد نتایج اولیه آمنیو برخی موارد را تکذیب کرد ، اما پس از بیش از دو هفته انتظار برای نتایج کامل (من در آن زمان اکوکاردیوگرام جنین انجام دادم) ، به ما گفتند مشکلی در آزمایش وجود دارد. هر گونه نتیجه بیشتر چند هفته دیگر طول خواهد کشید ، اما ما هنوز چیزهای زیادی یاد نگرفته ایم. ماهیت اختلاف در سونوگرافی این است که هیچ آزمایشی نمی تواند ناهنجاری های جنین را رد کند یا به ما بگوید نوع ناهنجاری که با آن روبرو هستید. و کمبود مطالبی در مورد نحوه عملکرد سایر نوزادان با سونوگرافی مشابه وجود داشت ، همانطور که مشاور ژنتیک ما در این مطالعه اشاره کرد ، اکثر والدین سقط جنین کرده یا او را قطع کرده اند. (در واقع ، خودم و خودم ، ولوم صحبت کرد). وقت آن رسیده بود که با اطلاعات محدودی که داشتیم تصمیم بگیریم. هفته 17 بارداری بودم.

من در مورد آمنیو در حالی که در دفتر یکی از همکارانم پنهان شده بودم ، یکی از معدود همکارانی که می دانستم باردار هستم ، آشنا شدم. از اتاق خالی جلسه ، من با متخصصان تماس گرفتم و خواهان سقط جنین بودم تا من و شوهرم مجبور نباشیم تصمیمی بگیریم. من یک قرار ملاقات قبل از خاتمه در ماشینم در پارکینگ محل کار گرفتم و با خودم فریاد زدم: من نمی خواهم این کار را انجام دهمبه

W.چرا این را می نویسم؟ من آنقدر مغرور نیستم که فکر کنم می توانم نظر هر کسی را درباره بحث برانگیزترین موضوع در سیاست آمریکا تغییر دهم. اما چگونه می خواهم به آنچه هستم برگردم به طور حتم مردم فکر می کنند که هستند. این که آیا شما موافق این هستید که دلایل زن یا زوج سقط جنین را توجیه می کند ، بسیاری تصور می کنند که دلایل آن واضح خواهد بود – به عنوان مثال ، هیچ شانس زنده ماندن نوزاد یا مادر وجود ندارد. اما یقین ، البته ، یقین نیست.

البته هیچ حاملگی تضمین کننده یک نوزاد سالم و هیچ نوزاد سالم تضمین نمی شود که یک فرد بالغ سالم شود. من و شوهرم مدام از خود می پرسیم: اگر این بارداری را تمام کنید آینده شما چگونه خواهد بود؟ اگر آن را تمام نکنید آینده شما چگونه خواهد بود؟

از این تجربه – حتی پس از خاتمه بارداری مطلوب در 18 هفته و پنج روز ، من به طور دقیق نمی دانم که آیا این تصمیم درست بوده است – نمی دانم اگر دوباره در همان شرایط قرار بگیرم چه کنم. و نمی دانم اگر می گفتم چه تصمیمی می گرفتم که این اتفاق دو سال پیش یا دو سال بعد رخ می داد ؛ یا اگر درصد تغییر پنج یا 10 واحدی وجود داشته باشد ؛ یا اگر چند روز کم و بیش باردار بودم ؛ یا اگر اولین بارداری من نبود ؛ یا اگر شوهرم و من دو آسیب دیگر را در سال قبل تجربه نکرده بودیم.

من فکر می کنم این قصد من برای نوشتن این است. من سعی می کنم بگویم که از موقعیت های متعدد هیچ کس واقعاً نمی داند چه خواهد کرد که باعث می شود آنها به سقط جنین فکر کنند. ممکن است فکر کنید می دانید اما نمی دانید. و اگر خودتان را نمی شناسید ، نمی توانید برای شخص دیگری بدانید – و مطمئناً نمی توانید درک کنید که این تجربه برای دیگران چگونه است. یک زن ممکن است به یکی از هزار دلیل مختلف سقط جنین را انتخاب کند ، و ممکن است هرگز احساس نکند که این انتخاب صحیح است اما هنوز سپاسگزار است بود انتخاب.

روز قبل از عمل – روز قبل از روز افتتاحیه – بدترین روز زندگی من بود. آن موقع بود که شما باید انتخاب می کردید که کدام مسیر را طی کنید. من در دفتر جراحي كه تازه ملاقات كرده بودم نشستم ، شوهرم را در آغوش گرفتم و آخرين باري كه تصميم خود را اندازه گرفتيم گريه كردم. بالاخره فرم را امضا کردم.

من نمی خواهم آن آزمایش را روی کسی بگذرانم. و من می دانم که در مقایسه با افرادی که در بسیاری از مکانها دسترسی سقط جنین به شدت کاهش یافته است و در مقایسه با افرادی که عقل کمتری دارند ، زمان نسبتا آسانی را با آن گذراندم – 10 دقیقه برای انجام یک عمل که شامل سلامتی من می شد به بیمارستان سفر کردم. بیمه

من اغلب به تجربه خودم فکر می کنم. به دخترم نگاه می کنم که معمولاً یک سال بعد به دنیا آمده بود و به یاد می آورم که برای مادر شدن چه کردم. ایده او برای تصمیم گیری مشابه من روزی ویرانگر است ، اما احتمال واقعی این که از ترس نفس بکشم این است که اگر روزی او نیاز به انتخاب داشته باشد ، حق چنین کاری را نخواهد داشت.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *