چاقی مرضی – چگونه بر انکار غلبه کنیم

در اواخر دهه ۳۰ زندگی‌ام، متوجه شدم که چاق هستم. وقتی شلواری را امتحان کنم که دیگر مناسب نباشد، یا پیراهنی را که ناگهان به شکلی ناخوشایند به سوتینم بچسبد، آنجا باشد. من این بحث را خواهم داشت – وای خدای من، ببین چقدر چاق شدی، الان حتی به شلوارهای ۱۸، ۲۰، ۲۲، ۲۴ خودت نمی خوری. واقعا داری چاق میشی سپس این توجیهات پیش می‌آیند: اینقدر به خودتان سخت نگیرید، باید خودتان را همانطور که هستید دوست داشته باشید، جامعه چاق‌هراسی است، شما فقط یک زن بسیار قوی هستید.

به هر حال، اعتراف به اینکه من از یک کمد لباس دیگر فراتر رفته بودم، اتفاقی نمی افتاد. هرکسی که تا به حال چاق بوده است می‌داند که ما چه خجالتی و فروتنی را به خاطر عدم انضباط و اراده خود احساس می‌کنیم. بنابراین، برای اینکه به خودم ثابت کنم که من فقط یک زن بزرگ و قوی هستم، با قدرت اراده‌ای بی‌نظیر، رژیم غذایی سختی می‌گیرم، با عصبانیت ورزش می‌کنم، بدون توجه به درد زانوهای آسیب‌دیده‌ام در حین دویدن، یا درد گرسنگی که از گرسنگی می‌کشم. . من چاق نیستم، با خودم بحث می کنم، فقط از فرم خارج شده ام. شما نتیجه را می دانید – کاهش وزن ناگهانی، رستگاری در چشمان خودم و بازگشت به عادت های قدیمی. وزن دوباره بالا می رفت و سپس مقداری.

تنها زمانی که واقعاً اعتراف کردم که چاق هستم، به شکلی بیمارگونه چاق هستم، و این کار را با خودم انجام داده‌ام، حتی نزدیک بود که بتوانم تغییر کنم. من باید فراتر از انکار می‌رفتم تا واقعیت شرایطم را بپذیرم. دیگر نباید آن را به خاطر عوامل ژنتیکی سرزنش کرد، زیرا ژن ها یک کیسه پر از کلوچه را در دهان من پر نکردند. نمی توان آن را توجیه کرد که دوران کودکی ناخوشایندی بود، زیرا مخالفت والدین از ۳۰ سال پیش باعث نشد یک گالن کامل بستنی در یک جلسه بخورم. نمی‌توانستم پول، موفقیت حرفه‌ای یا نداشتن آن، مشکلات عاشقانه را سرزنش کنم – برای تغییر زندگی‌ام باید با انکار برخورد می‌کردم.

کاهش وزن، یک چالش برای همه است. چاق بودن فقط به این معنی بود که چیزهای بیشتری برای از دست دادن داشتم، یعنی اینکه خودم را از هدف مورد نظرم دورتر کرده بودم تا شخص دیگری. گمان می‌کنم اگر واقعیت چاقی خود را انکار می‌کردم، ۵۰ پوند دیگر سنگین‌تر از آن روز در آگوست ۴۰ سالگی‌ام بودم. آن روز، وقتی روی ترازوی دکتر قرار گرفتم و از نظر احساسی سیاه شدم زیرا باید اسلاید را روی عددی بالای ۲۹۰ تنظیم می‌کردم. در واقع نمی‌دانم از چه وزنی شروع کردم… می‌دانم که این وزن بیش از ۲۹۰ بود و کمتر از ۳۰۰. من فقط می دانستم که انکار پتانسیل مرگ من را دارد و باید زندگی ام را پس می گرفتم.

رژیم آنلاین دکتر روشن ضمیر https://rdiet.ir/ رژیم کتوژنیک دکتر روشن ضمیر