ورزش با هیپوگلیسمی واکنشی: رژیم غذایی کلیدی است!

اگر اخیراً تشخیص داده شده که هیپوگلیسمی واکنشی یا سندرم پس از غذا ایدیوپاتیک دارید، مطمئن هستم که سبک زندگی شما تغییر کرده یا در حال تغییر است. برای کسانی از شما که همیشه ورزش کرده‌اید، ممکن است از تمرین (و رژیم غذایی‌تان!) ناامید شده باشید، می‌دانم که من اولین باری بودم که مشکلات مربوط به هیپوگلیسمی واکنشی را شروع کردم. جدای از تلاش برای فهمیدن اینکه چه چیزی می‌توانید بخورید و چه چیزی نمی‌توانید بخورید، به نظر می‌رسد بزرگترین چالش این است که رژیم غذایی خود را درست انجام دهید تا بتوانید انرژی کافی برای انجام تمرینات خود داشته باشید و دچار افت قند خون نشوید. این کار مدتی طول می کشد تا از بین برود. شما باید دفترچه های مفصلی از آنچه می خورید و زمان هایی که می خورید داشته باشید، اما شاید بتوانم روند یادگیری شما را تسریع کنم.

کمی پیشینه در مورد من، من ۴ بار از سرطان جان سالم به در برده ام و باور کنید یا نه بیشتر عمرم خیلی فعال بوده ام. وزنه می زنم، در ورزش های رزمی تمرین می کنم و از پیاده روی لذت می برم. تجربه من با سرطان در گذشته و تمام اثرات آن، چه کوتاه مدت و چه بلند مدت، به من کمک کرده است که بدنم را بهتر از هر کس دیگری بشناسم. گاهی حتی بهتر از پزشکانم فکر می کنم.

وقتی برای اولین بار مشکلاتم را با هیپوگلیسمی واکنشی یا در مورد سندرم پس از غذای ایدیوپاتیک شروع کردم، پزشکان ابتدا گفتند که اصلاً مشکلی ندارم. این به این دلیل است که من اپیزودهای منطبق با سندرم پس از غذای ایدیوپاتیک را داشتم، که کمی با هیپوگلیسمی واکنشی متفاوت است. به طور خلاصه، پس از خوردن کربوهیدرات، همه علائم مشابه افرادی که هیپوگلیسمی واکنشی (سطح گلوکز پایین ۱ تا ۴ ساعت پس از غذا خوردن) تشخیص داده شده است، مانند لرزش، گیجی، اضطراب، تپش قلب، سردی اندام‌ها و غیره را دارم. با این حال، سطح گلوکز خون من از نظر پزشکی به عنوان “هیپوگلیسمی” تعریف نمی شود، زیرا آنها به زیر ۵۰ نمی رسند.

سفر من از طریق داشتن علائم، یادگیری مشکل و یافتن راهی برای رفع مشکل یک کابوس محض بود! ۹ بار به اورژانس رفتم، تشنجی با ضربان قلبم در ۱۶۰، حملات پانیک شدید، بستری شدن در بیمارستان های متعدد و پزشکان به سادگی از دست دادن پرچم قرمز بزرگ قبل از اینکه بتوانم برای خودم تشخیص دهم که چه اتفاقی در حال رخ دادن است و برای رفع چه کاری باید انجام دهم، طول کشید. مشکل من… و در نهایت، چقدر خنده دار بود، دکترها قبول کردند که من درست می گویم که سندرم پس از غذای ایدیوپاتیک را تجربه می کنم و از اینکه خودم با رژیم غذایی و ورزش مشکلم را برطرف کردم، شگفت زده شدند! هر چند این کار آسان نبود!

وقتی فهمیدم مشکلم چیست، سندرم پس از غذای ایدیوپاتیک، شروع به انجام برخی تحقیقات اساسی کردم. من با متخصصان تغذیه، متخصصین تغذیه، مربیان شخصی و بدنسازان حرفه ای صحبت کردم. من یاد گرفتم که کربوهیدرات های ساده، غذاهای تصفیه شده، قندها، کافئین و الکل باعث ایجاد یک اپیزود در من می شود. من هم یاد گرفتم چطور و چه بخورم! این کلید بود و در نهایت این امکان را برای من فراهم کرد که دوباره از تمرینات شدیدم لذت ببرم!

رژیم غذایی ساده بود! هر ۲ تا ۳ ساعت در روز غذا بخورید. غذاهای سرشار از پروتئین، چربی (بله! چربی!) و فیبر بخورید، از غذاهایی که در بالا ذکر کردم اجتناب کنید و بسته به فعالیت بدنی خود فقط مقدار کمی کربوهیدرات پیچیده (بلغور جو دوسر خام، سیب زمینی شیرین) مصرف کنید… و در بالا ثابت قدم باشید. همه!

اگر نمی‌دانید چرا باید چربی بخورید، دلیلش این است که چربی‌ها جذب کربوهیدرات‌های شما را کند می‌کنند. به یاد داشته باشید، تمام این مشکل، هیپوگلیسمی واکنشی و سندرم ایدیوپاتیک پس از صرف غذا، زمانی ایجاد می شود که سطح انسولین شما افزایش یابد. و چه چیزی باعث افزایش سطح انسولین می شود؟ یک موج فوری قند از مثلاً یک آب نبات، برنج سفید، یک سیب زمینی پخته. همچنین، اگر سطح کمی کربوهیدرات مصرف کنید، بدن شما شروع به سوزاندن چربی به عنوان منبع انرژی می کند. خوبه ها؟

بنابراین پس از ایجاد همه این تغییرات، و به طور کامل مجبور به یادگیری مجدد نحوه غذا خوردن، من تبدیل به سوژه آزمایشی خودم شدم. حدس می زنم می توانید بگویید من آزمایش های بالینی را روی خودم انجام دادم! من دفترچه های مفصلی از آنچه می خوردم و زمان هایی که می خوردم نگه می داشتم. در ابتدا به دلیل کاهش کربوهیدرات‌هایم بسیار خسته بودم، اما حدود یک هفته بعد، راحت‌تر شدم. زندگی روزمره بسیار آسان تر شد. چالش در حال حاضر این بود که تغذیه مناسب برای تمرینم را پیدا کنم.

دوباره آنجا بودم، من و اینترنت به آن مشغول بودیم! من در حال تحقیق بودم تا بفهمم چگونه می توانم مواد مغذی مورد نیاز خود را برای انجام تمرینات ورزشی بدون افت قند خون تامین کنم… و متوجه شدم! در آن زمان، تنها کربوهیدراتی که در روز مصرف می کردم، حدود یک چهارم فنجان بلغور جو دوسر خام هر روز صبح بود. بقیه رژیم غذایی من شامل گوشت، پنیر و سالاد بود. اگر قصد ندارید ورزش کنید یا اینقدر بدنی نداشته باشید، یک رژیم غذایی عالی است. با این حال، برای من، این رژیم انرژی کافی برای تمرین به من نمی داد، و اگر تمرین می کردم، قطعاً یک قسمت هیپوگلیسمی داشتم.

بنابراین، اکنون می دانستم که باید کربوهیدرات های پیچیده ام را حتی بیشتر افزایش دهم. چیزی شبیه به این شد، یک چهارم فنجان بلغور جو دوسر خام در صبح، سپس حدود یک چهارم سیب زمینی شیرین حدود یک ساعت بعد از تمرین من. سپس، بلافاصله قبل از تمرین، دو قرص گلوکز و دو قرص گلوکز دیگر را در طول تمرین مصرف می کردم. تمرین من یک ساعت طول می کشد. خوب، به نظر می رسید که این کار را انجام داد.

هنگام مصرف، قرص‌های گلوکز بلافاصله به عنوان انرژی استفاده می‌شوند و هرگز باعث افزایش سطح گلوکز و افزایش سطح انسولین من نمی‌شوند. در نهایت قند خون من تقریباً حتی در تمام مدت ثابت ماند. من گاه به گاه اپیزودهای هیپوگلیسمی داشتم، اما آنها جزئی بودند و به راحتی با یک قرص ۲ تا ۳ گلوکز برطرف می شدند.

در حال حاضر، من دکتر نیستم، اما می گویم که شانس زیادی وجود دارد که بتوانید با رژیم غذایی و ورزش بر مشکل خود با هیپوگلیسمی واکنشی یا سندرم ایدیوپاتیک پس از غذا غلبه کنید. همیشه قبل از شروع هر رژیم یا تمرین جدید با پزشک خود مشورت کنید. متمرکز، مصمم و امیدوار بمانید!

رژیم آنلاین دکتر روشن ضمیر https://rdiet.ir/ رژیم کتوژنیک دکتر روشن ضمیر