نقش زنان در زنده نگه داشتن واقعه کربلا


کرونا:

ویکی فقه

  نقش زنان در زنده نگه داشتن واقعه کربلا

ادامه حادثه کربلا

در واقعه کربلا زنان وظایف بسیار و بسیار مهمی را بر عهده داشتند و علاوه بر حفاظت از کودکان، مردان را به مبارزه با دشمن حمایت و تشویق می کردند. مهم ترین پیامی که به زن مخصوصاً حضرت زینب (سلام الله علیها) و اهل بیت به امام حسین (علیه السلام) سپرده شد، نقل وقایع کربلا برای دیگران، رساندن پیام بود. رسول خدا به همه و تلاش برای جلوگیری از واقعه کربلا .. همیشه همانگونه که حضرت زینب (سلام الله علیها) بود، موظف است در این حادثه از امام سجاد (علیه السلام) مراقبت کند.

علاوه بر این مسئولیت کاروان اسرای کربلا را بر عهده داشت. هر چند وظیفه جهاد و مبارزه با دشمن از دوش زنان برداشته شد. اما گاهی زنان حاضر در صحنه کربلا با حضور در میدان نبرد و نبرد با دشمن، نام خود را برای همیشه در تاریخ ثبت می کردند.

واقعه کربلا یکی از مهمترین حوادثی است که در تاریخ تأثیر شگرفی داشته است. در این حادثه دردناک پیامبر گرامی اسلام; امام حسین (علیه السلام) با یاران باوفایش در دشت کربلا به شهادت رسیدند.
در سفر امام حسین (علیه السلام) از حجاز به کربلا، علاوه بر مردان، زنان زیادی نیز حضور داشتند. این زنان از خاندان امام حسین (علیه السلام) و یا از خاندان یاران ایشان هستند.

زنان واقعه کربلا نیز مانند مردان وظیفه ویژه ای داشتند، آنان نقش بسیار ارزنده ای در بقای این حادثه شگفت انگیز و تاثیرگذار داشتند. به گفته شهید مطهری (رحمت الله علیه) تاریخ کربلا تاریخ و واقعه مرد و زن است. حادثه ای که هم زن و هم مرد در آن نقش دارند; اما مرد در حلقه اوست و زن در حلقه او.»

تلاش برای جلوگیری از کشته شدن امام حسین

در غروب عاشورا وقتی حضرت زینب (سلام الله علیها) امام حسین (علیه السلام) را دید که بر زمین افتاده و دشمنان جنایتکار بدن مطهرش را به قصد کشتن آن حضرت محاصره کرده اند، از خیمه بیرون آمد و خطاب کرد. عمر سعد با توبیخ گفت: سعد! شما اباعبدالله را کشتید و به او فکر می کنید؟ “

ابن سعد! آیا اباعبدالله در حالی که تو تماشا می کنی کشته می شود؟! جوابی نداد و از حضرت زینب (سلام الله علیها) دور شد و در مرحله ای دیگر زینب سعی کرد جلوی کشته شدن امام حسین (علیه السلام) را بگیرد. پس خطاب به این مزدوران گفت: مسلم چطور؟

آیا در میان شما یک مسلمان نیست؟ دیگه کسی جواب نداد و چون امام حسین علیه السلام از اسب بر زمین افتاد، زینب کبری علیهاالسلام فریاد زد: ای مولای او، ای اهل بیت. آسمان به زمین می افتد… “

(با عبارتی مشابه در تاریخ الطبری) برادرم، سرورم، اهل بیتم، ای کاش آسمان به زمین می افتاد.

پشتیبانی پرستاری و استراحت

با توجه به اینکه امام سجاد (علیه السلام) در کربلا بسیار بیمار بود. بنابراین نتوانست در جنگ شرکت کند. و به پرستار نیاز داشت، حضرت زینب (سلام الله علیها) سرپرستی او را بر عهده داشت.

بر امام سجاد تسلیت باد

شهادت امام حسین (علیه السلام) برای فرزند بزرگوارش امام سجاد (علیه السلام) بسیار سخت و پر استرس بود. در روز یازدهم محرم، امام سجاد علیه السلام در کنار گودال قتل، بر شتری سوار بود و به جسد پاره پاره پدر نگاه می کرد. حضرت زینب (سلام الله علیها) دید که وقت خروج روح از بدن مبارک آن حضرت فرا رسیده است.

پدربزرگ و پدر و برادرم چه شد چرا خودت را نابود می کنی؟ سپس پیامبر دلداری داد و حدیث ام ایمن را برای امام سجاد علیه السلام خواند. از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم خانه فاطمه را زیارت کرد.

در بخشی از این حدیث، حضرت زینب (سلام الله علیها) به امام سجاد (علیه السلام) فرمود: پسر برادر! از سلف ما نقل شده است که حسین علیه السلام در اینجا دفن می شود و جنازه او را اکنون بدون کفن می بینید و در اینجا قبر حسین علیه السلام محلّ می شود. به او. زیارت. «این چه پولی است که تو را می بینم تا به هانسک یا بقیه پدربزرگ و مادربزرگ و برادران سخاوت کند، به خدا این عهد خدا برای جد و پدرت است.»

شیخ جعفر ششتری می‌نویسد: «قتل حسین علیه‌السلام برای امام زین العابدین علیه‌السلام تسلیت نبود، زیرا آن حضرت مریض بود و این برای زینب(س) مایه بزرگی است.

و چون امام حسین علیه السلام به شهادت رسید، زینب از امام سجاد علیه السلام دلجویی کرد زیرا امام سجاد علیه السلام بیمار بود و این برای زینب سلام الله علیها مقام بزرگی است.

حمایت از امام سجاد

حضرت زینب (سلام الله علیها) از امام سجاد (علیه السلام) در مجلس ابن زیاد حمایت کرد. و چون دستور داد امام سجاد (علیه السلام) را در جمع ابن زیاد بکشند، زینب برادرزاده خود را در آغوش گرفت و گفت: ای ابن زیاد آنچه کردی تو را بس است، آیا از خون ما سیر نکردی. و آیا کسی از ما را ترک کردی؟ «…به خدا سوگند، اگر می خواهی او را بکشی، مرا با او بکش».

نظارت بر کاروان اسرای کربلا

پس از شهادت امام حسین (علیه السلام) زینب (سلام الله علیها) وظیفه هدایت کاروان را بر عهده گرفت.

چون تنها مرد یعنی زین العابدین (علیه السلام) در این زمان به شدت بیمار است. زینب (سلام الله علیها) علاوه بر حفظ جان امام سجاد (علیه السلام) باید از فرزندان قافله اسیر نیز محافظت کند. آن بانوی گرامی به دستور امام سجاد علیه السلام از عصر عاشورا مأمور شد زنان و کودکان آواره را در خیمه ای جمع کند. تلاش زینب (سلام الله علیها) در حفاظت از اسرا به حدی بود که به او لقب «امین الله» داده بودند.

زیرا اسیران امین و مورد اعتماد رسول بودند.
در مجلس یزید که امام نگذاشتند فاطمه دختر امام حسین علیه السلام را صیغه کند و این امر به شدت نهی شد.

امام سجاد علیه السلام در این سفر در همه امور با زینب مشورت کرد، زیرا زینب را مایه ننگ اسیران و پرستاری برای یتیمان می دانست.

پیام و عزاداری

زنان به ویژه حضرت زینب، رباب، ام کلثوم و فاطمه دختر امام حسین (علیه السلام) با یادآوری مصائب امام حسین (علیه السلام) سعی کردند در ماندگاری این حماسه بزرگ نقش آفرینی کنند.

حضرت زینب

حضرت زینب (سلام الله علیها) با سخنان تکان دهنده جان همگان را می گریست و با یادآوری مصائب امام حسین (علیه السلام) سعی در ماندگاری این حماسه بزرگ داشت. شهید مطهری می نویسد: زینب برای اولین بار مجلس عزاداری حسین (علیه السلام) را برپا کرد.

پس از شهادت امام حسین (علیه السلام) و شاید در روز یازدهم محرم، اهل بیت (علیه السلام) از محل کشته شدن سیدالشهدا اجازه عبور دادند. (دو قول برای رضای خدا جز مرگ حسین).

راوی می گوید: به خدا سوگند هرگز زینب دختر علی علیه السلام را فراموش نمی کنم که با صدایی غمگین و دل شکسته گریست یا رسول الله صلی الله علیه و آله از ملائکه خدایا. این پیکر برهنه حسین غرق در خون است.

عصر روز یازدهم محرم با صدای بلند گریه کرد بر همه دشمنان و دوستان گریستم.

هر دوست و دشمنی گریست.
حضرت زینب در سوریه مجلس ترحیم امام حسین (علیه السلام) را در محله ای به نام دارالحجر که اسرا در آنجا اسکان داده بودند برگزار کرد تا اینکه یزید از حضور اهل بیت (علیهم السلام) احساس خطر کرد. (صلی الله علیه و آله و سلم) در شام و دستور داد که به مدینه بازگردند.

رباب همسر امام حسین

رباب بنت عمری القیس همسر امام حسین علیه السلام در مجلس ابن زیاد هنگام قرار دادن سر امام حسین علیه السلام در مقابل ابن زیاد، او. در میان زنان ایستاد و سر مطهر را بوسید و بر دامان خود نهاد و گفت:
و حسینه، حسینه را فراموش نکردی، از تو خواست که دعا کنی
غدرویه بکر بالا دکل برای آب دادن به خدا نزدیک کربلا

همانا کاری را که لشکر کفر با نیزه با حسین علیه السلام کردند را فراموش نمی کنم و نخواهم کرد و فراموش نمی کنم که جنازه او را در کربلا بر زمین گذاشتند و او را دفن نکردند، اما گرسنگی کشیدند. تا زمان مرگ. خدا هرگز کربلا را سیراب نمی کند.
رباب همسر امام حسین علیه السلام در مجلس ابن زیاد با دو قطعه کوتاه از شعر فرصت تحریفات ناروا مراجع تقلید تاریخ را غنیمت شمرد و فرمود: امام حسین علیه السلام. او) رنج نمی برد. سل یا سرطان (یکی از مستشرقان می گوید: امام حسن بر اثر سل از دنیا رفت، پس از سینه اش خون آمد و از دنیا رفت).

رباب همسر امام حسین علیه السلام نیز در شعری دیگر به شهادت و مظلومیت امام حسین علیه السلام اشاره کرده است.
که نور برکتی بود برای قاتل باکره بدون دفن..

شخصی که خودش نور بود در کربلا شهید شد و در کربلا نور از او سر خورد، پیکرش روی زمین ماند.

ام کلثوم و فاطمه بنت الحسین

علاوه بر زینب و ام کلثوم که در کوفه سخنرانی می کردند، فاطمه دختر امام حسین (علیه السلام) نیز در بازار کوفه خطبه ای ایراد کرد و برای مردم سخنرانی کرد.

آنها را وادار کرد به اشتباهی که مرتکب شده بودند و بدبختی و فقری که در آن افتاده بودند توجه کنند.
مرحوم آیتی می نویسد: «آنها می دانستند که فردا دشمن پاسخ او را خواهد داد و به هر قیمتی که شده بر تحریف تاریخ شهادت امام اصرار می ورزند». به همین دلیل در هر مجلسی، در هر بازار و کوچه ای و در پاسخ به هر سوالی و در پاسخ به هر توهین و اهانتی فصلی از اتفاقات را نقل می کنند و گوشه ای از تاریخ شهادت امام را روشن می کنند. . به همین دلیل، در روز اول ورود به کوفه، سه زن از اهل بیت خطبه کردند و حتی فکر نکردند که چون امام چهارم در میان ماست و هم اهل کوفه و هم ابن زیاد را خطاب می کند. نیازی به صحبت نیست. ما نه…”

زنانی که با امام حسین علیه السلام به کربلا رفتند و سپس به اسارت به کوفه و شام رفتند. امام حسین (علیه السلام) را در رسیدن به هدف اصلاحی خود یاری کردند. جنایات بنی امیه را پنهان نگذاشتند، بلکه با اقدامات خود نهضت کربلا را زنده نگه داشتند.

به منظور تشویق

زنان کربلا با تشویق همسران و فرزندان خود به پیوستن به امام حسین (علیه السلام) نام خود را برای همیشه در تاریخ پرافتخار ثبت کردند.

تشویق همسر زهیر

همسر زهیر بن قین باجالی با تشویق همسرش به پیوستن به امام حسین (علیه السلام) نام خود را برای همیشه در تاریخ پرافتخار ثبت کرد. و چون فرستاده امام نزد زهیر آمد و از او خواست که همسر زهیر باشد; یعنی دختر عمرو به زهیر که در ابتدا نمی خواست نزد حسین علیه السلام بیاید گفت چه مانعی دارد که او را تکریم کنی و سخنش را بشنوی و برگردی؟

زهیر با تأثیر سخنان همسرش نزد امام حسین علیه السلام آمد و این تحول روحی در آن حضرت پدید آمد، سپس از یاران وفادار امام حسین علیه السلام شد. در کربلا به شهادت رسید.

ام وهب و تشویق شوهر

عبدالله بن عمیر کلبی تصمیم گرفت در کربلا به امام حسین (علیه السلام) ملحق شود و وقتی این موضوع را به همسرش ام وهب گفت، همسرش گفت: چه خوب است که مرا با خود ببر. زن و مرد شبانه از کوفه خارج شدند و در شب هفتم محرم وارد کربلا شدند.

پس از شهادت همسرش ام وهاب، همسر عبدالله بن عمیر کلبی، وارد جنگ شد و شروع به پاک کردن خون از صورت او کرد. شمر خدمتکار خود را فرستاد و آن خدمتکار او را با گرز کشت که رشید خانم به سرش زد.

م بود. وهاب تنها شهید واقعه کربلاست.

مادری کودک را وقف و تشویق کرد

مادر وهاب نیز فرزندش را به شجاعت و فداکاری در راه حسین (علیه السلام) تشویق کرد. «برخیز یا بنی نصر، پسر دختر پیامبرت محمد صلی الله علیه و آله».

پس از مدتی دعوا نزد مادرش برگشت و گفت: راضی هستی؟ م گفت. وهب: حتی از کشتن تو به دست ملک حسین خشنود نمی شوم. و چون خوشحال شدم که در پای حسین علیه السلام به شهادت رسیدی، به میدان بازگشت و جنگید تا به شهادت رسید.

تشویق مادر عمرو بن جناده

عمرو بن جناده نوجوان ۱۱ ساله ای است که به تشویق مادرش به میدان رفت و امام که به مادرش احترام می گذاشت اجازه نداد. اما او گفت: «مادرم به من جان داده است.» مادرم مرا فرستاد.

برخی از مورخان نام این جوان را نیاورده اند، جز اینکه با تشویق مادرش آن را ذکر کرده اند (جوان ابو را در المرکه کشتند و کانت یا مادر اندا گفت یا بنی بیرون رفت، پس. با پسر یدی الله جنگید تا اینکه خود را کشت).

وارد عرصه شد و این شعر را خواند: امیری حسین و نعم الامیر…»

جهادگرایی

در صحنه کربلا زنان در جهاد شرکت کردند.

م. وقف کردن

طبری می نویسد: ام وهاب (بعد از رفتن شوهرش به میدان جنگ) چوبی برداشت و نزد شوهرش رفت و گفت:
«پدرم، پدرم! او از پاک بازماندگان محمد دفاع می کرد. عبدالله نزد او آمد تا او را نزد زنان ببرد و آن زن لباس او را در دست گرفته بود و او را می کشید و می گفت: باید با تو بمیرم. حسین آن را صدا کرد. زن و گفت: اى زن، خدا تو را جزاى عائله دهد، خدا تو را رحمت کند، نزد زنان برگرد و با آنان بنشین، زنان لازم نیست که بجنگند. فام وهب نزد زنان بازگشت.

زنی از قبیله بکر بن وائل

حمید بن مسلم گوید: زنی از قبیله بکر بن وائل را دیدم که با شوهرش در سپاه ابن سعد بود. و چون آن گروه پلید ناگهان وارد خیمه های زنان امام حسین علیه السلام شدند و شروع به غارت اموال کردند، شمشیری به دست گرفت و به خیمه ها اشاره کرد و فریاد زد: ای آل بکر بن وائل. ! آیا می توان دختران رسول خدا را اسیر کرد؟ هیچ سلطه ای وجود ندارد. جز خدا شما که خون پیامبر اسلام را می خواهید! شوهرش زن را گرفت و به خانه آورد. (مادر البکر بن وائل دختران رسول خدا را مصلوب کرد).

همسر جناده

و به میدان رفتم همسر جناده بن کعب انصاری که شوهر و پسرش را به یاری حسین علیه السلام تشویق کرد که هر دو در رکاب این پیامبر به شهادت رسیدند. .
من مانعی برای زنان هستم
ضربه شدید حضرت فاطمه بانو به من اصابت کرد

من یک زن پیر، ضعیف و شکسته هستم. اما من برای حفظ حریم فرزند فاطمه (سلام الله علیها) شما را سخت می زنم. با کشتن دو نفر، امام حسین علیه السلام به او دستور داد که برگردد و برایش دعا کند.

نویسنده: ویکی فقه