مشکلات “مشکل ساز” – آتلانتیک

مشکلات “مشکل ساز” – آتلانتیک


محققانی مانند من دوست دارند مسائل را “مشکل ساز” توصیف کنند. اما منظور ما چیست؟ ما نمی گوییم که موضوع مورد بررسی قابل حل یا حتی مشکل است. ما می گوییم – یا پیشنهاد می دهیم که به نوعی توهین آمیز است ، و با تعهدات اخلاقی یا سیاسی قبلی ما در تضاد است.

به عنوان مثال ، هنگامی که در مقاله ای اخیر ، استفاده از ایده آل های آزادی بیان یونان باستان در رسانه های اجتماعی را “مشکل ساز” توصیف کردم ، نمی گفتم که رضایت مخاطبان سقراط غیرممکن است. من می گفتم که این روش ها بر اساس محرومیتی است که افراد برابری طلب مدرن دوست ندارند. یا وقتی همکارم از آکسفورد ، آمیا سرینیوسان ، استندآپ کمدی در لس آنجلس را “مشکل ساز” توصیف می کند ، او نمی گوید که برای درک طنز مجبور بوده است. او می گوید این به جنسیت بستگی دارد به گونه ای که او و دیگران باید از نظر اخلاقی بد باشند.

در اصل ، هر استفاده از این کلمه مشکل ساز سپس باید توضیحی داده شود. آیا شخص مورد نظر یا موقعیت بی انصاف ، غیر اخلاقی یا بی انصاف است؟ نژادپرست ، جنسیت گرا یا متعصب دیگر؟ سر اشتباه ، شاید ، یا فقط اشتباه؟ اغلب اوقات ، توضیحات هرگز نمی آید.

هنرمندان Snark در Tumblr استفاده های عجیب و غریب را مسخره کرده اند مشکل ساز سال به سال. با این حال ، امروزه آنها به اندازه استادان در نشریات اصلی رایج هستند. طبق مقاله اخیر در علمی آمریکایی، JEDI “عدالت ، برابری ، تنوع و شمول” بعنوان مخفف ابتکار “مشکل ساز” است زیرا قهرمان JD در مسائل دیگر است. جنگ ستارگان از “رویکرد سمی مردانه برای حل تعارض” استفاده کنید. در جاهای دیگر ، به ما گفته شده است که ویژگی های صورت شرور باند “مشکل ساز” است زیرا آنها به دنبال افراد منحرف هستند یا سابقه طولانی صنعت زغال سنگ ویرجینیای غربی “مشکل ساز” است – حداقل ، به گفته اعضای خانواده راکفلر.

کدام کلمه واژگان دانشگاهی دیگر می تواند از این همه قاطع بودن و جریان اصلی آنقدر افتخار کند؟ به طور سنتی، مشکل ساز این به سادگی به معنی “ارائه یک مشکل یا مشکل” است. فرهنگ لغت انگلیسی آکسفورد آهنگ 1609 اما این تعریف نمی تواند محبوبیت فعلی این کلمه را توضیح دهد.

فعل را دوست داشتم ایجاد مشکلات، صفت مشکل ساز بخش آموزش و پرورش آمریکا در دهه 1980 با وارد شدن ساختارگرایی فرانسوی به فعالیت خود ادامه داد. میشل فوکو ، فیلسوف و مورخ ، “حل مسئله” را فرآیندی معرفی کرد که طی آن می توان از چیزی که قبلاً فرض می شد به عنوان مشکل یاد می شود ، نام برد.

ما بالاخره اینجا هستیم مشکل سازاما نه به فوکو ، بلکه به همکار مارکسیستش لویی آلتوسر ، که این عبارت را برای او بیان کرده است مشکل ساز توصیف یک سیستم نظری ساختار یافته که توسط آن ایده ها پردازش می شوند. اتفاقی است که آلتوسر همچنین همسرش هلن رایتمن را در سال 1980 خفه کرد. بسیاری از کسانی که امروزه اصطلاحات وی را قبول دارند ، به وضوح خود آلتوسر را “مشکل ساز” توصیف می کنند – نه “زن ستیزانه” یا “خشن” – که نشان می دهد این کلمه چگونه با موفقیت پیوند نظریه اجتماعی را که به یک اصطلاح همه جانبه تناقض تبدیل شده است ، از بین برده است. هنر

مشکل ساز ممکن است از آکادمی فرار کرده باشد ، اما دانشمندان و معلمان هنوز مسئولیت زیادی برای استفاده فعلی از آن بر عهده دارند. مانند هر کاربر عادی توییتر ، استفاده های آکادمیک مشکل ساز به عنوان یک Inuendo ، یا بهتر بگویم ، “Incendo”. از لحاظ بلاغی ، این استفاده مخاطبان ما را به افرادی تقسیم می کند که از قبل می دانند تعهد ما چیست – در بیشتر موارد به این دلیل که در یک محوطه سیاسی منسجم ، آن را به اشتراک می گذارند – و بنابراین ما می دانیم که به نظر ما توهین آمیز است. به این مخاطبان ، مشکل ساز نشان می دهد جایی که مشکلی وجود دارد؛ نیازی به گفتن آنها نیست چی این است.

با این حال ، برای کسانی که به هر دلیلی به این جامعه عدالت تعلق ندارند ، تأثیر آنها بسیار متفاوت است. مشکل ساز این بدان معناست که آنها به تنهایی می توانند مشکلی ایجاد کنند. آنها آفساید هستند و بهتر و سریعتر می شوند – خواه اعتراض را بفهمند یا نه.

نتایج، مشکل ساز می گوید کسانی که در ابتدا تعهد ما را به اشتراک نمی گذارند ارزش آن را ندارند بحث و جدل را کنار بگذارید. بستگی به نوع ظریف قلدری به جای توجیه متقابل دارد. مستثنی می کند ، به جای توضیح.

که این است که بگوییم مشکل ساز لفاظی های حذف شده اقدامات را به عنوان استراتژی نشان می دهد ، اما من تنبلی فکری را به جای نفرت مقصر می دانم. در زمینه فلسفه سیاسی من ، دوست دارید کارها را با کلمات انجام دهید. ما کمتر با نحوه تعامل کلمات با ما آشنا می شویم. مربیان نیز انسانی هستند ، اغلب مبتلا به سندرم تقلب هستند ، و ما به کلماتی مانند این تکیه می کنیم. مشکل ساز دقیقاً به دلیل مبهم بودن آنها برای جلوگیری از اعتراض. به ویژه دانش آموزان به جای این که بپذیرند منظور ما را درک نمی کنند ، با ما موافق خواهند بود.

بدین ترتیب، مشکل ساز بسیار کارآمد است اما یادگیری نیز خطرناک است.

به همین دلیل این کلمه را پیدا می کنم مشکل ساز خوب ، مشکل ساز باشد. من به انتشار آن اعتراض دارم زیرا نه تنها تفکر بی ادبانه و ارتباط بد بین دانشمندان و دانشجویان را تشویق می کند ، بلکه به این دلیل است که مخاطبان را بر اساس تعهد ناپایدار ، اما فرض شده به گروه ها و گروه های بیرونی تقسیم می کند. علاوه بر این ، ما با شکست در بیان اعتراضات خاص خود ، خود دانشگاهیان را از بررسی جدا می کنیم. خودمان می سازیم قابل بخشش نیست به عنوان یک معلم و در نتیجه دانش آموزان خود و خودتان را شکست دهید.

اکنون در اینجا ، ممکن است کسی اعتراض کند که من نسبت به هم استادان خود بسیار خشن هستم. کلمات مشابه مشکل ساز ممکن است حذف شوند ، اما به ما اجازه می دهند تصمیمات موقت یا شبهات خود را بدون توجیه خود برای دیگران بیان کنیم. می توان استدلال کرد که این آزادی ، به ویژه برای افرادی که نادیده گرفته شده اند و بار توجیه به طور نامساوی بر دوش آنها است ، ارزشمند است. به عنوان مثال ، اگر جامعه ای مرتباً به اعضای یک گروه قومی معین ، بزرگ یا کوچک بی عدالتی می کند ، اعضای آن گروه باید بتوانند بدون توضیح نظری خود صحبت کنند. بگذارید افراد خاطی بفهمند که قبلاً چه اشتباهی کرده اند.

من این اعتراض را جدی می گیرم. با این حال ، من شک دارم که مزایا از معایب آن بیشتر باشد ، به ویژه در کلاس درس. ممکن است کسی نگرانی های زیر را تکرار کند: «کلمات مشکل ساز این امر ارزشمند است زیرا به افراد متعهد به عدالت اجتماعی یا برابری اجازه می دهد تا افراد مناسب را از راه درست کنار بگذارند. اما چگونه می توانیم به طور قطعی بدانیم؟ سازمان بهداشت جهانی آیا افراد مناسبی برای رد شدن وجود دارد؟ یا از مخالفان امروز شما چه کسی فردا در کنار شما نخواهد بود؟

با فشار بیشتر ، من وظیفه خود می دانم که به طور م communicateثر ارتباط برقرار کنم همه مال خودم دانش آموزان ، و همچنین همه خوانندگان من ، و هر تعهدی که در آموزش نحوه استدلال اخلاقی و سیاسی به آنها داشته باشند. مشکل ساز دانش آموزان و خوانندگان ما می توانند به ما نشان دهند که چگونه این را نشان دهیم – یا به جای آن چگونه صبور باشیم. اما یادگیری یا تفکر در مورد نحوه بودن را تشویق نمی کند درست استبه

بنابراین دفعه بعد که شخصی با استاد شما چیزی را “مشکل ساز” توصیف می کند ، لطفاً اجازه دهید س nextال بعدی شما این باشد: چگونه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *