رژیم لاغری سریع

خودت را با "اختلال پرخوری"و "اختلال پرخوری اجباری" یا "اعتیاد به غذا"

تقریباً هر کتاب یا مقاله ای که در مورد اختلال پرخوری یا اعتیاد به غذا خوانده ام، بخشی دارد که به خواننده کمک می کند تشخیص دهد که آیا واقعاً به اختلال پرخوری، اختلال پرخوری یا «معتاد به غذا» مبتلاست.

اغلب یک چک لیست با سوالاتی مانند “آیا بیش از ۳ بار در هفته بیشتر از آنچه در نظر داشتید می خورید؟” یا “آیا پنهان می کنید که چقدر می خورید؟”

این کتاب ها یا مقالات اغلب توسط شخصی نوشته می شود که تجربه شخصی در مورد پرخوری ندارد، یا افرادی که به بیماری اعتیاد اعتقاد دارند. از نظر آنها با پرسیدن چنین سوالاتی شما را به این نتیجه می رسانند که مشکل دارید.

به نظر شخصی من، ترجیح می‌دهم از زاویه مخالف استفاده کنم: اگر مطمئن نیستید که مشکلی در غذا خوردن دارید، شاید نداشته باشید. اگر مشکلی دارید یا با آن دست و پنجه نرم می کنید، از آن آگاه هستید.

من اطلاعاتی را منتشر نمی‌کنم یا زمانی را در کتاب‌ها یا برنامه‌هایم صرف نمی‌کنم تا به شما بیاموزم پرخوری، پرخوری اجباری یا اعتیاد به غذا چیست. برای هر کس متفاوت است. اگر احساس می کنید مشکلی دارید، به خوبی می دانید که برای حل آن باید به دنبال حمایت باشید. اگر شدیداً معتقدید که مشکلی ندارید، از من متکبر خواهد بود که شما را به عنوان کسی که مشکلی دارید توصیف کنم.

با این حال، اگر در حال خواندن این مطلب هستید و مشکوک هستید که با پرخوری منظم مشکل دارید، احتمالاً مشکلی دارید که باید به آن رسیدگی شود.

من فکر می کنم فرض شما بر اساس تجربه شما از پرخوری به طور منظم است، یا اغلب فکر می کنید که می دانید “در حال شکستن” هستید و احساس می کنید نمی توانید غذا خوردن را متوقف کنید.

احتمالاً درگیر یک بحث داخلی در مورد این هستید که چه کاری باید انجام دهید: در زمان‌های خاص کمتر غذا بخورید، سعی کنید رژیم غذایی با غذایی که نمی‌خواهید پرخوری کنید پیدا کنید، فقط در صورت پرخوری، غذاهای «ایمن» بخورید، و غیره. این تضاد یا بلاتکلیفی با تعریف من از داشتن “مشکل” با غذایی که شما را خوشحال نمی کند مطابقت دارد.

هنگام تشخیص علائم اختلال پرخوری یا اختلال پرخوری، می توان به راحتی برچسب “اختلال” را زد و خود را فردی با “اختلال” دید.

چرا؟

از آنجایی که پذیرفتن این مفهوم که شما یک اختلال دارید و پرخوری یکی از علائم آن است، مسئولیت بزرگی را می توان از روی دوش شما برداشت.

یادم می آید زمانی که با بی اشتهایی، پرخوری عصبی و سپس پرخوری مواجه شدم، به این موضوع فکر می کردم. من خودم را فردی مبتلا به اختلال می دیدم که باید تا آخر عمر با آن دست و پنجه نرم کنم. این «چیزی» بود که بخشی از وجود من بود و نیاز به مدیریت مستمر داشت.

با در نظر گرفتن این تصور که من یک “اختلال” در خوردن مادام العمر داشتم که فقط تغییر شکل بود، دیگر به نظر نمی رسید که من احمقانه و کور عمل کنم. من دیگر تمایلی به ترک پرخوری یا کتک زدن خودم به خاطر ضعیف بودن ندارم. من به سادگی همان کاری را می کردم که افراد مبتلا به اختلالات خوردن انجام می دهند.

در حالی که مطمئناً دانستن اینکه آیا مشکلی با غذا دارید مفید است، مرحله ای وجود دارد که شما را درگیر نگه می دارد یا به شما کمک می کند مشکل را حل کنید: اقدام کنید. با دیدن این که چیزی شما را خوشحال نمی کند، اکنون دنیایی از امکانات دارید که می توانند برای شما باز شوند زیرا می توانید اقدامات جدیدی انجام دهید که شما را خوشحال می کند.

شما می توانید روی توسعه توانایی خود برای تشخیص ایده های متناقض خود در مورد تمایل به غذا خوردن و احساس کنترل کردن کار کنید. این افکار متضاد نتیجه تضاد دو قسمت از مغز شماست… مغز حیوانی “ابتدای” و مغز منطقی “بالاتر”.

وقتی بتوانید بین این دو قسمت تمایز قائل شوید و انگیزه های پشت هر کدام را درک کنید، به سرعت بر خودتان تأثیر می گذارید و می توانید بر رفتاری که از آن راضی نیستید غلبه کنید.

رژیم آنلاین دکتر روشن ضمیر https://rdiet.ir/ رژیم کتوژنیک دکتر روشن ضمیر