تلاش برای معروف شدن می تواند شما را ناراحت کند

تلاش برای معروف شدن می تواند شما را ناراحت کند


“چگونه زندگی ایجاد کنیمیک ستون هفتگی از آرتور بروکس وجود دارد که به مسائل مربوط به معنا و خوشبختی می پردازد. اینجا را کلیک کنید تا به پادکست های جدیدش در مورد لذت همه چیز گوش دهید ، چگونه می توان زندگی شاد ایجاد کردبه


به انسانها الف عادت بد این است که چیزهای وحشتناک برای شما بخواهید. مقدار زیادی قند تصفیه شده باعث پوسیدگی دندان های شما شده و سیستم انسولین شما را منفجر می کند. اجتناب از ورزش می تواند استخوان های شما را ضعیف کرده و باعث افسردگی شما شود.

یافتن چیزهای مخرب می تواند مانند شکست قوانین طبیعی به نظر برسد. با این حال ، تکامل می تواند بسیاری از رفتارهای ضد تولیدی ما را توضیح دهد. ما به دنبال آرامش و یافتن چیزهای خوش طعم هستیم ، یک بحث رایج ، زیرا تا همین اواخر ، احتمال زنده ماندن انسان ها و بررسی ژن های آنها در صورت پیدا کردن آنها بیشتر بود. بیشتر کالری و کم بود کمتر استرس جسمی. در اکثر جهان امروز ، این دیگر صادق نیست ، بنابراین طبیعت ما برای زندگی مدرن اشتباه است.

یک مثال عالی از این اختلاف بین آنچه می خواهید و آنچه واقعاً به دست می آورید تمایل شما برای شهرت است. مردم از سنین جوانی هوس آن را می کنند. طبق مطالعه ای در سال 2012 ، شهرت بزرگترین هدف زندگی کودکان 10 تا 12 ساله در ایالات متحده است. در نظرسنجی از 1000 کودک انگلیسی در سال 2017 ، محبوب ترین گزینه برای آینده شغلی “YouTuber” بود. بزرگسالان کمتر مایل به اعتراف هستند که می خواهند مستقیماً شناخته شوند ، اما به گفته گالوپ ، 92 درصد از بزرگسالان آمریکایی چنین می گویند. دیگران مردم بر این باورند که “فردی در صورتی ثروتمند می شود که حرفه ای برجسته داشته باشد یا مشهور باشد”.

مهم نیست چقدر می خواهید ، شهرت برای لذت وحشتناک است. در سال 1637 ، شاعر جان میلتون نوشت: “شهرت ضعف نهایی ذهن نجیب است. در واقع ، شهرت با عناصر رفاه مبارزه می کند. هرچه زودتر این درس را جدی بگیریم و آن را به فرزندان خود بیاموزیم ، بهتر است همه ما.”

آفرض کنید شما نه یک ستاره پاپ و نه رئیس جمهور ، تبلیغات می تواند یک موضوع نامشهود به نظر برسد. مسئله این است که شهرت نسبی است و پسر عموی او ، شهرت – شهرت در گروه خاصی از مردم – حتی در جوامع کوچک و در زمینه های تخصصی با اشتیاق دنبال می شود. در جامعه دانشگاهی من ، عزت و اعتبار می تواند بسیار اسرارآمیز باشد ، اما صادقانه مورد نظر است. یک بار ، در ابتدای کار دانشگاهی ، به عنوان اولین فردی که از الگوریتم های ژنتیک برای مدل سازی سیستم مالیاتی محلی استفاده کرد ، با اتاقی آشنا شدم که توسط همکارانم پر شده بود. در پرتو آن تفاوتها نشستم.

همانطور که در مورد دسر ما و نشستن در اطراف ، برخی از مبارزات ما برای شهرت را می توان با تکامل ساده توضیح داد: شناخته شدن و قدردانی توسط دیگران باعث می شود ما بیشتر در جذب یک همسر و حرکت به سمت ژن خود در یک محیط رقابتی استفاده کنیم. اکنون برخی از ما این نوع نیت را تشخیص می دهیم. “من 1 میلیون دنبال کننده توییتر می خواهم تا بسیاری از مردم بچه های من را داشته باشند” کمی عجیب به نظر می رسد. در دوران معاصر ، ما توضیحات قابل قبول تری ارائه کرده ایم. مطالعه ای در سال 2012 نشان داد که بین تمایل به شهرت و شناخت اجتماعی ، موفقیت مالی و ظاهر جذاب و تمایل به حضور در تلویزیون واقعی ارتباط زیادی وجود دارد. بر اساس یک نظرسنجی در سال 2013 ، افراد می توانند توسط افراد غریبه مشاهده و ارزش گذاری شوند. داشتن یک سبک زندگی با ابرو بالا و با کیفیت بالا ؛ یا اینکه بتواند برای دیگران کار خوبی انجام دهد ، مانند ایده آل شدن.

اگرچه هدف از تبلیغات یک فرد ارائه یک مثال مثبت است ، اما این نشان دهنده نظرات دیگران است ، زیرا او به نظرات دیگران بستگی دارد. و این مشکل خوشبختی است. توماس آکوئیناس در قرن سیزدهم نوشت: “خوشبختی خوشبختی است. اما عزت افتخار نیست. به عبارت دیگر ، شهرت در ما یافت نمی شود ، بلکه بر اساس آنچه محققان پاداش های خارجی می نامند ، است که تحقیقات نشان می دهد شادی کمتر از پاداش های داخلی است.

بدتر ، به گفته دانشمندان ، تبلیغات به نوعی اعتیاد تبدیل شده است. این امر به ویژه در عصر رسانه های اجتماعی صادق است ، زیرا تقریباً هرکسی با انگیزه کافی می تواند توسط چند غریبه شناخته شود و همانطور که همه مردم جهان می دانند ، می تواند بسیار اعتیادآور باشد ، به ویژه برای جوانان. اما این پدیده جدیدی نیست. آرتور شوپنهاور ، فیلسوف قرن اول ، شهرت را مانند آب دریا می داند: “هرچه بیشتر تشنه باشیم ، بیشتر تشنه می شویم.”

هیچ دانشمند اجتماعی که من می شناسم شاخص پریشانی کمی از شهرت ایجاد نکرده است. اما وزن شواهد غیرمستقیم فوق ، از جمله شهادت کسانی که در زمان خود طعم شهرت واقعی را چشیده اند ، باید به اندازه ای باشد که به ما نشان دهد سمی است. فرانسیس بیکن می گوید: “این مانند یک رودخانه است که چیزهای سبک و متورم را جاری می کند” و چیزهای سنگین و جامد را غرق می کند. یا از او بگیر لیدی گاگا: “شهرت زندان است.”

S.تبلیغاتی شدن آشفتگی در ماتریس شادی وجود دارد: اصراری که رضایت را نوید می دهد و برعکس. برای شکست دادن او ، باید از انگیزه های خود آگاه باشید و متعهد به مقابله با آنها باشید. چندین روش می تواند کمک کند.

با زیر سوال بردن انگیزه های خود شروع کنید. وقتی به دنبال شهرت ، اعتبار ، حسادت یا تحسین هستید ، به ویژه به غریبه ها توجه کنید. به عنوان مثال ، قبل از ارسال پست در رسانه های اجتماعی ، از خود بپرسید که از این طریق می توانید به چه چیزی برسید. آیا واقعاً برای سرگرمی یا اطلاع رسانی به دیگران ، یا به اشتراک گذاشتن چیزی است که روحیه بخش است؟ یا امیدوارید مقایسه ای تهاجمی تر انجام دهید؟

ثانیاً ، اگر قصد شما بیش از آنکه بخواهید تصدیق کنید تبلیغاتی است ، در نظر بگیرید که ارزش زیر مربوط به هزینه است. بگویید که می خواهید کمی پفک حرفه ای یا عکس هایی از بدن کامل ساحل خود به اشتراک بگذارید. فایده ای که تجربه می کنید احتمالاً ضربه کوچکی به دوپامین است وقتی آن را خاموش می کنید در حالی که با دیدن تحسین یا حسادت وقتی دیگران آن را می بینید. در هزینه است واقعاً در واقع چگونه مردم پست شما (و شما) را می بینند: تحقیقات نشان می دهد که مردم برای خود مزاحم خواهند بود – حتی اگر شما آن را با افتخار محجوب کنید – و بنابراین قدردانی شما پایین است ، نه زیاد. همانطور که شکسپیر با کمک گفت: “هر کس خود را به عنوان یک بازیگر معرفی می کند ، / اجازه دهید از آن بترسد ، زیرا این اتفاق می افتد / که هر خر بنگادا پیدا می شود.”

سوم ، از خود بپرسید که آیا واقعاً می خواهید بخشی از شادی خود را بر اساس تصمیمات دیگران ، به ویژه غریبه ها ، بنا کنید. تصور کنید که نمی دانید چگونه در مورد هویت ، شخصیت یا کار خود نظر دهید. شاید نحوه شیوه زندگی شما به شما هیچ راهی برای تصمیم گیری در این زمینه ندهد. اما به دست آوردن شهرت برای خود جلب توجه به خود در مخالفت با کار خود-قرار دادن احساسی خود در معرض آن بازرسی ، که به ناچار به عزت نفس فرد منجر می شود.

اگر پاسخ به این سوالات شما را به این نتیجه می رساند که کسب شهرت یا اعتبار به نفع شما نیست ، اکنون زمان آن است که در برابر انگیزه های چریکی خود ایستادگی کنید. مباهات نکنید و توجه نکنید ؛ پست را حذف کنید و در شبکه های اجتماعی استراحت کنید. در عوض با شخصی که واقعاً شما را دوست دارد ارتباط برقرار کنید ، نه فقط درباره اینکه چه کسی هستید ، فقط امیدوارید که کسی از شما قدردانی کند یا به شما حسادت کند.

تی.او شاعر است امیلی دیکنسون شهرت را “در غذای متغیر / بشقاب در حال تغییر” نامید. اما به دور از وعده های غذایی بی ضرر ، “مردان آنها را می خورند و می میرند”. این یک استعاره خوب است ، زیرا شما می خواهید همه چیزهایی را مصرف کنید که برخی از تکانه های عصبی شیمیایی بی هوازی را جذب می کنند اما همچنان به شما آسیب می رسانند. دخانیات ، سوء مصرف مواد مخدر و برخی غذاهای ناسالم – در بسیاری از موارد ما به عنوان جامعه این گرایش ها را تشخیص داده و با آموزش دیگران در مورد عوارض جانبی آنها ، برای مبارزه با آنها گام برداشته ایم.

چرا ما با تبلیغات در این زمینه کوتاهی کرده ایم؟ هیچ یک از ما یا فرزندانمان هرگز با قضاوت غریبه ها کامل نمی شویم. قانون صحیح این است که با تبلیغات به عنوان یک داروی خطرناک برخورد کنید: هرگز آن را به نفع خود جستجو نکنید ، به فرزندان خود بیاموزید که از آن اجتناب کنند و از آنچه آنها ارائه می دهند پرهیز کنند.



دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *