تامین اجتماعی چگونه والدین را جذب می کند

تامین اجتماعی چگونه والدین را جذب می کند


م.پدرم به مادرم اعتماد نداشت وقتی او اعلام کرد که او را ترک می کند. با ناامیدی ، پس از سالها التماس از وی برای پذیرش درمان بیماری روانی وخیم او ، او تهدید کرد که اگر توصیه های پزشک را رعایت نکند ، می رود. “کجا میری؟” او پرسید.

والدین سابق پنج فرزند بزرگسال که در خانه زندگی می کردند و همه کار خود را در سراسر کشور آغاز کرده بودند ، مادرم هیچ پولی برای خودش و شغلی نداشت. با توجه به سابقه کم کار او ، ممکن است در موقعیتی نباشد که بتواند از خود حمایت کند. اگرچه او 58 ساله شد ، اما به پایان سال کاری خود نزدیک می شد. و مانند پدر من ، او در زمینه تامین اجتماعی چیز زیادی برای تکیه بر بازنشستگی ندارد.

او به نوعی با این مشکل کنار آمد و تقریباً خود را در یک زندگی فقر معمولی رها کرد.

سیستم بازنشستگی آمریکا علیه مادران طراحی شده است. زنان بیشتر از مردان ساعات کار خود را کاهش می دهند یا نیروی کار را برای مراقبت از کودکان رها می کنند و در نتیجه ، در سنین بالا با فقر روبرو می شوند. شبکه ایمنی اولیه آمریکا برای سالمندان-تأمین اجتماعی مشاغل طولانی مدت و پاداش هایی با حقوق بالا ارائه می دهد ، اما همه ضمانت ها به جز والدینی که روی کار مراقبت از کودکان تمرکز می کنند کمترین حقوق را دریافت می کنند. من این را می دانستم و وقتی مادرم را شنیدم که به س ridال مسخره پدرم گوش می داد ، متوجه شدم که کجا: اراده آیا او می رود؟

م.مادر سال دوم بود از محل اقامت پزشکی در شهر نیویورک هنگامی که او با اولین فرزند خود باردار شد. سال 1986 بود و برنامه اطفال که برای آن کارآموزی داشت ، به وضعیت او رحم نمی کرد. او 80 ساعت در هفته کار می کرد و یک شبه تا روز زایمان تغییر می کرد. یکبار از او پرسیدم آیا مرخصی زایمان دارد یا خیر ، او خندید – دو هفته به او فرصت داده شد تا بهبود یابد و به برنامه معمول خود بازگردد.

او برنگشت. و حتی اگر او قصد داشت تمرینات خود را از سر بگیرد ، زندگی با مشکل روبرو شد. درآمد پدرم به عنوان شغل غیر قانونی به هزینه خانواده رو به رشد او در منهتن نزدیک نمی شد ، بنابراین او کار دیگری را پیدا کرد. وقتی او آن را پیدا کرد ، والدین من به دور از بیمارستانهای آموزشی به منطقه ای روستایی در ویرجینیا نقل مکان کردند. آنها در طول هفت سال پنج فرزند داشتند و مادرم در خانه ماند تا 18 سال آینده ما را بزرگ کند.

دوری از نیروی کار مادرم به این معنی است که او با برخی از منابع شخصی خود بازنشسته می شود ، که به ندرت غیر معمول است. حتی اگر مادران نیروی کار را به طور کامل ترک نکنند ، باز هم درآمد کمتری نسبت به مردان مرد خود دارند و بنابراین پس اندازهای ناچیزی در زندگی خود جمع می کنند. این برای زنان متاهلی که به پس انداز همسر خود وابسته هستند مشکلی ایجاد نمی کند. اما مادران مجرد چنین مبنایی ندارند. و اگرچه مادران مطلقه از نظر فنی دارای نصف دارایی انباشته شده در طول ازدواج هستند ، اما همیشه به این سمت حرکت نمی کند. تا زمان نهایی شدن طلاق ، دارایی بازنشستگی متعلق به شخصی است که آن را به دلخواه انجام می دهد – و طلاق یک پروسه گران و طولانی است. زنانی که اطلاعات محدودی دارند یا به دارایی همسر خود دسترسی ندارند ، ممکن است در اثبات وجود دارایی یا بدست آوردن سهم خود قبل از خرج کردن دچار مشکل شوند.

اتفاقی که برای مادرم افتاد. با بدتر شدن وضعیت سلامتی پدرم ، او به طور مداوم کار خود را متوقف کرد و مرتباً در پس انداز بازنشستگی خود سرمایه گذاری می کرد تا سقفی روی سر خود نگذارد و مبلغ کمی برای تقسیم در دادگاه طلاق گذاشت. تا آن زمان ، هیچ یک از والدین من موقعیت مناسبی برای بازنشستگی نداشتند (اگرچه پدرم ، مانند مادرم ، می توانست به کمک والدین ثروتمند اعتماد کند). اما شبکه امنیت اجتماعی آمریکا در گرفتن پدرم بهتر از مادرم عمل کرد – زیرا تامین اجتماعی مستقیماً با درآمد ارتباط دارد.

هنگام بازنشستگی ، مبلغی که هر ماه در تأمین اجتماعی دریافت می کنید ، درصدی از متوسط ​​درآمد شما در 35 سال پردرآمد است. کسانی که سابقه کاری کمتری دارند ممکن است از مزایای زناشویی معادل نصف کمک هزینه ماهانه همسر فعلی یا سابق خود برخوردار شوند. با طراحی ، این سیستم هر کسی را که به صورت پاره وقت کار می کند ، در هر مرحله از زندگی خود مجازات می کند. شغلی کم درآمد و دوستدار خانواده را انتخاب می کند. یا در خانه بمانند تا از فرزندان خود مراقبت کنند. از آنجا که زنان بیشتر تمایل به انجام همه این کارها دارند ، ناچار حقوق کمتری نسبت به مردان دریافت می کنند. متوسط ​​حقوق بازنشستگی برای مردان حدود 1600 دلار در ماه است که حدود 300 دلار بیشتر از متوسط ​​حقوق زنان است. اگر تا 70 سالگی منتظر بماند ، مزایای زناشویی مادرم در ماه 650 دلار خواهد بود ، در مقابل 1300 دلار پدرم. این واقعیت که زنان با منابع کمتری بازنشسته می شوند و حقوق بازنشستگی کمتری دریافت می کنند ، مادران مجرد ، بیوه و مطلقه را در معرض خطر فقر در سنین بالا قرار می دهد.

افیا بیشتر تاریخ بشر، داشتن فرزند راهی مطمئن برای بازنشستگی راحت بود ، و این یکی از دلایلی است که تا همین اواخر افراد زیادی از آنها برخوردار بودند. والدین پنج یا شش فرزند داشتند به این امید که یکی از آنها آنقدر زنده بماند که در دوران سالمندی از آنها مراقبت کند. یک انگیزه قوی برای بچه ها وجود داشت تا از این معامله پیروی کنند تا بتوانند اموال والدین خود را به ارث ببرند. توسعه اقتصادی با ایجاد فرصتهای بیشتر به جوانان سیستم را مختل کرد. کشورها برای مقابله با فقر ناشی از افزایش سن ، به طور عمومی بودجه بازنشستگی و مراقبت های پزشکی برای سالمندان را تأمین کردند.

این سیستم مراقبت از سالمندان اجتماعی تا حدی بهتر است ، زیرا تضمین می کند که افراد مسن حتی اگر بچه نداشته باشند ، قادر نخواهند بود و می توانند از آنها مراقبت کنند. اما هیچکدام از ما وابستگی کمتری به فرزندان سالمند نداشت. کودکان بزرگسال دیگر هزینه اقامت و مراقبت های پزشکی والدین خود را از جیب خود پرداخت نمی کنند – در عوض آنها دلار مالیات خود را پرداخت می کنند. به همین دلیل بسیار عجیب است که تأمین اجتماعی به همان شکل سازمان یافته باشد. این برنامه به کار پاداش می دهد و والدین را نادیده می گیرد ، اما به کار هر دو نیاز دارد. اگر همه ما کار می کردیم و هیچ کس فرزندی نداشت ، سیستم مراقبت از سالمندی تنها الگوی امنیت اجتماعی سن ما نبود. مدیکر ، اقتصاد گسترده تر و بازارهای مالی نیز به افراد دارای نوزاد بستگی دارد.

من مطمئناً اولین نفری نیستم که از ساختار سازمان تامین اجتماعی شکایت می کنم. در سال 1993 ، شرلی برگگراف ، اقتصاددان فمینیست نوشت که ما باید “هزینه بیشتر فرزندپروری را اجتماعی کنیم” یا “مزایای بیشتری را خصوصی کنیم” ، مالیات دستمزد مردم آمریکا را که به طور مستقیم به والدین اجتماعی افزایش می دهد ، پاداش دهیم. اگر راه من این است ، ما برخی از نسخه های هر دو را انجام می دهیم: هزینه های مراقبت از کودکان را به صورت عمومی تأمین می کنیم و مانند بسیاری از کشورهای اروپایی ، اعتبارات تامین اجتماعی را به مراقبین و همچنین کارگران می دهیم. یا می توانیم به همه مزایای بازنشستگی یکسان بدهیم ، صرف نظر از اینکه چقدر کار می کنند یا چند فرزند دارند.

آs انتظار داشتم، مادرم در یافتن شغل ثابت مشکل دارد. او یک شغل سطح پایین در زمینه پزشکی پیدا کرد ، اما متوجه شد که مدرک پزشکی چند دهه ای او را “واجد شرایط تر اما دارای گواهینامه کمتر” کرده است.

او مدتی به عنوان معلم در یک مدرسه کوچک خصوصی مونته سوری کار کرد. هنگامی که این موقعیت به پایان رسید ، او به عنوان فرستنده به کلانتری محلی واگذار شد ، به شرطی که به مدت شش ماه در محاکمه بماند. کار سخت بود: یک شیفت 12 ساعته یک شبه ، روزهایی که او ساکن نیویورک بود. برای او سخت بود که در 62 سالگی با آنها بماند و سه ماه بعد به دلیل کد نادرست اضطراری در سیستم رایانه ای در سومین شیفت شب متوالی آزاد شد.

سپس ویروس کرونا ضربه زد و مشاغل در ویرجینیا روند استخدام خود را متوقف یا به طور کامل تعطیل کردند و رهبری آن را کاملاً خشک کردند. در ژوئن 2020 ، او در مدرسه مونتسوری با بودجه دوم در کلیولند تدریس کرد. من فکر می کنم ، به طور مخفیانه ، او از این همه گیری سپاسگزار بود. بررسی امداد او و من تنها دلیلی بود که او می توانست برای رفتن به اوهایو هزینه کند. اما این موقعیت نیز کارساز نبود و او بار دیگر زندگی خود را وقف حرفه ای پردرآمد کرد که با افزایش سن او جذاب تر می شود.

سپس ، در ماه ژوئن سال جاری ، پدرم ناگهان بر اثر سکته قلبی درگذشت و ما مطلع شدیم که مادرم حق دریافت مزایای تامین اجتماعی را دارد زیرا والدین من چند روز ازدواج کرده بودند. پدرم مردی مضطرب بود و امتناع وی از پذیرش درمان ، روابط من و او را به گونه ای متشنج کرد که گویی ازدواج کرده است. اما من او را مانند هر دختری دوست داشتم و عصبانی بودم که از مرگ زودهنگام او به نیابت مادرم راحت شدم.

مادرم در طول مبارزاتش از طرف خانواده ، دوستان و غریبه ها کمی همدردی کرد. از این گذشته ، اگر او نمی خواهد در دوران سالمندی به پدر من وابسته باشد ، نباید قبل از پیشرفت حرفه ای اش بچه دار شود ، و مطمئناً تعداد زیادی از آنها. با افزایش نرخ زاد و ولد آمریکا در سال گذشته ، بسیاری از زنان از نسل من تصمیم گرفتند اشتباهات مادرم را تکرار نکنند. مطمئناً نخواهم کرد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *