بچه های قبر

ما فرزندانمان را دوست داریم و بهترین ها را برای آنها، بهترین رژیم غذایی، بهترین تحصیلات، بهترین شغل را می خواهیم. اما چگونه باید به مهمترین سؤال پاسخ دهیم: “آیا خدا وجود دارد؟” وقتی می پرسند “از کجا آمده ام؟” و “وقتی بمیرم چه اتفاقی می افتد؟” آیا حاضرید به چشمان فرزندتان نگاه کنید و بگویید: “عزیزم، این تمام چیزی است که هست، بعد از زندگی، چیزی جز یک قبر خاکی نیست.”

اگر مسیر انسان‌گرایانه را در زندگی انتخاب کنیم، در خطر رها کردن ترس‌های وجودی غیرمنطقی هستیم که سپس به نسل‌ها منتقل می‌شود. اعتقاد به هیچ چیز فراتر از قبر خطرناک و در نهایت مخرب است. بدون اقتدار یک خدای مهربان، اقتدار در جامعه از بین می رود. بدون معیارهای اخلاقی تعیین شده توسط کتاب مقدس، اخلاق در جامعه دچار سردرگمی می شود. و بدون چشم‌انداز بهشت ​​ابدی برای انتظار، زندگی چیزی جز مجموعه‌ای از شادی‌ها نمی‌شود که در نهایت به بی‌معنی محو می‌شوند.

برخی از بزرگسالان ممکن است بیخدایی را برای خود انتخاب کنند و بپذیرند که پایان زندگی پایان همه چیز است، اما چه احساسی دارد که این چشم انداز تیره را به فرزندانشان منتقل کنند؟ این یک کار دردناک و آزاردهنده است که ببینیم اذهان بی گناه تسلیم آن نیهیلیسم تاریک می شوند. بسیار بهتر است که آنها را به مدرسه یکشنبه بفرستیم و به آنها یاد دهیم که عیسی آنها را بدون توجه به هر چیزی دوست دارد و آنها را برای شادی یک بهشت ​​ابدی آماده کند.

با بارگذاری عمدی بچه ها با تصور بیهودگی، تمام فشار را روی اینجا و اکنون قرار می دهیم و اگر اینجا و اکنون تمام چیزی است که وجود دارد، آنها را وارد عادت های بد می کنند. نیهیلیسم منجر به جبران بیش از حد در زمان حال می شود. وسوسه اجازه دادن به مادی و فیزیکی بر زندگی ما دیگر قابل مقاومت نیست و بیشتر از آن: جسم و مادی باید کامل باشد وگرنه زندگی غیر قابل قبول می شود.

غرور، خودخواهی و ناامنی ناشی از این بیماری ها می تواند به سرعت ذهن جوانان آسیب پذیر را تسخیر کند و خیلی زود پوسیدگی اجتناب ناپذیر آغاز می شود. رابطه جنسی، مواد مخدر و تمایل به مورد توجه قرار گرفتن و تایید شدن برای تبدیل شدن به جانشین های طبیعی ایمان. پس چرا وقتی فرزندانمان در موقعیت های خطرناکی قرار می گیرند شگفت زده می شویم؟ آنها برای رهایی از وزن زندگی خسته کننده و ظاهراً بیهوده خود دست به هر کاری می زنند.

علاج آن تجدید ایمان آنهاست.

در سه قرن اخیر علم تا حدودی بر ایمان به عنوان بستر امید برای بشر پیشی گرفته است. پیشرفت‌های شگفت‌انگیز در فناوری، در زمینه‌های پزشکی، ارتباطات، حمل‌ونقل و سرگرمی، با وجود استقبال، ما را متقاعد کرده است که علم روزی بهشتی را بر روی زمین ایجاد خواهد کرد. اما شواهدی برای این موضوع چیست؟ آیا جنگ ها به پایان رسیده است؟ آیا همه افراد روی کره زمین تغذیه می شوند و به درستی از آنها مراقبت می شود؟ آیا ما در صلح با محیط زیست خود زندگی می کنیم؟ حتی از آنجایی که دستگاه‌های بی‌شماری در اختیار داریم که ظاهراً زندگی را آسان‌تر می‌کنند، ما از ناامنی رو به رشد آگاه هستیم. همانطور که خدا را از زندگی خود بیرون می کنیم و مجبور می شویم کاملاً به تلاش های خود برای تدوین نوعی معنا تکیه کنیم، در مورد اولویت های زندگی گیج می شویم. اول کار باید باشد یا خانواده؟ آیا باید زندگی خود را صرف کمک به دیگران کنیم یا به خودمان؟ بسیاری از ما دوست داریم بیشتر نوع دوست باشیم، اما نمی توانیم زمان یا منابعی را پیدا کنیم. و وقتی صحبت از درست و غلط می شود، چند بار شنیده اید: “خوب بودن به درد نمی خورد!” در نتیجه این سیگنال های گیج کننده، ما به همه چیز شک می کنیم و به هیچ چیز اعتماد نمی کنیم.

بسیاری از تقصیرهای این دیدگاه منحرف از جهان به دلیل بالا بردن نادرست علم از حیطه وظایف خود است. علم برای پرداختن به فرضیات در مورد منشأ ما، عملکرد درونی ذهن ما و مسئله مهم هدف اخلاقی مجهز نیست. علوم غیرمستند مانند تکامل و انفجار بزرگ متعلق به عرصه است تئوری؛ در حالی که تکامل به عنوان یک فرآیند سازگاری به راحتی قابل درک است، هنوز نتوانسته است مدرک قطعی در مورد چگونگی به وجود آمدن گونه های جدید ارائه دهد. و در حالی که ممکن است ریاضیات پشت بیگ بنگ صحیح باشد، توضیح اینکه چه عاملی باعث ایجاد جرقه انفجار بزرگ در وهله اول شد کافی نیست.

علم مسیر زندگی بدون اضطراب نیست (همانطور که هرکسی که ارتباط اینترنتی بدی دارد گواهی می دهد!) اما در واقع اضطراب توسط علم تشدید می شود!

آیا ما به عنوان یک بزرگسال وظیفه خود را به عنوان مربیان مسئول انجام می دهیم وقتی به فرزندان خود این فلسفه تلخ را آموزش می دهیم، که آنها چیزی بیش از میمون های بسیار پیشرفته ای نیستند که در یک تصادف عجیب خلق شده اند، بخشی از یک جهان تصادفی که فقط برای انقراض غم انگیز مقدر شده است؟

اگر فکر می کنید این گزینه ضعیفی است، خوشحال باشید که یک جایگزین وجود دارد.

فیلیپیان ۴: v6.7 برای هیچ چیز مضطرب نباشید، بلکه در هر کاری با دعا و نیایش با شکرگزاری، خواسته های خود را به خدا اعلام کنید. و صلح خدا که از هر فهمی برتر است، قلب و ذهن شما را در مسیح عیسی حفظ خواهد کرد.

با ایمان به خدای مهربون، تمام دغدغه های دنیا و همه نگرانی های ما از بین می رود. زمین توسط نیروهای ویرانگر تصادفی (که به خودی خود یک تناقض عجیب است) خلق شده است، بلکه توسط نسخه ابدی خودمان که بهترین ها را برای ما می خواهد و ما را از عشق ساخته است، ساخته شده است. به عشق را تجربه کنید، تا یاد بگیرید چگونه بهتر دوست داشته باشید. ایمان زندگی را کامل نمی کند. وقتی کتاب مقدس را می‌خوانیم، متوجه می‌شویم که هیچ یک از برگزیدگان خدا کامل نبودند و زندگی کاملی نداشتند، بلکه آنها رابطه کاملی با خدا داشتند که برای هدایت آنها در بدترین جنایات کافی بود. از آدم تا موسی، تا داوود و سلیمان و پیامبرانی که پیش از عیسی مسیح بودند، با ایماندارانی مواجه شدیم که با همه چیزهایی که ما امروز با آنها مبارزه می‌کنیم، مبارزه می‌کنند، اما با هدایت الهی موفق شدند. کمال را نمی‌توان در ظاهر چیزها یافت، بلکه در قلب یافت می‌شود، زیرا آنجاست که خدا با ما صحبت می‌کند.

یوحنا ۱۴:۲۷ آرامش را با تو می گذارم. آرامشم را به تو می دهم نه آنطور که دنیا می دهد به شما می دهم. مبادا دل شما مضطرب شود و نترسد.

جامعه امروز می ترسد و از صلح با خودش دور است. ما از توانایی خود می ترسیم. کمتر کسی راه صلح را می شناسد. زمانی بود که مردم در صلح بودند تا اینکه جنگ شد. اکنون جنگ های کمتری وجود دارد اما هیچ کس صلح را نمی داند. ریشه این ناراحتی آشکار است. همه چشمشان به چیزی است که وجود ندارد، آسایش پول. این اسطوره واقعی است هیچ صلحی در جهان وجود ندارد و هیچ صلحی در تراز بانکی رو به رشد وجود ندارد، فقط صلح در خداست.

بدبین ها ممکن است استدلال کنند که اعتماد کردن به موجودی افسانه ای توهم آمیز است، اما هیچ افسانه ای بزرگتر از اسطوره اقتصاد وجود ندارد. باور به قدرت نرخ بهره و قیمت سهام به عنوان مسیری برای خوشبختی و رستگاری بشر یک توهم واقعی است، زیرا کسب و کارهای بزرگ به جز چند میلیاردر در بالا و کارمندان فقیر و محیط فقیر در پایین چه چیزی تولید می کنند؟ چه بهتر که به قدرت عشق ایمان داشته باشیم. فرزندان ما با این باور بزرگ می شوند که بدهی طبیعی ترین چیز در جهان است و چیزی که ارزش آن را دارد، که تنها نشانه ارزش آنها رقم روی صورت حساب بانکی یا نمره اعتبار آنها است، و اینکه مگر اینکه به اوج حرفه خود برسند. ، شکست خورده اند.

و اگر شکست بخورند، مورد بی مهری قرار می گیرند.

خدا برعکس می‌گوید، و برعکس، راه بسیار بی‌دردتری برای زندگی فراهم می‌کند.

بنابراین، وقتی این سؤالات حیاتی را از زبان فرزندان خود می شنوید، این را به آنها بگویید و دروغ نخواهید گفت: تنها ۴ درصد از جهان – ستارگان، سیارات، کهکشان ها و ساکنان آنها – توسط دانشمندان قابل مشاهده و درک است. ۹۶ درصد دیگر یک راز است. با کمی تخیل می توانند این خلاء را با هر چیزی که بخواهند پر کنند. با رویاها یا پیشگویی هایشان؛ با ارواح؛ با فرشتگان و شیاطین، پری ها و خرگوش عید پاک، یا هر معجونی دیگر که می توانند از ذهن قدرتمند خود احضار کنند و هیچ کس نمی تواند آن را از آنها بگیرد زیرا هیچ کس بهتر نمی داند. سپس داستان خدایی را برایشان تعریف کنید که خیلی ما را دوست داشت و پسرش عیسی را برای ما قربانی کرد. بدین ترتیب ما می‌توانیم به تدریج نسلی سردرگم و مضطرب را از خطرات آگنوستیکیسم، الحاد و نیهیلیسم تاریک نجات دهیم، آنها را از قبر بیرون آوریم و بار دیگر آنها را مملو از عشق، آرامش و وعده تقدیر الهیشان کنیم.

رژیم آنلاین دکتر روشن ضمیر https://rdiet.ir/ رژیم کتوژنیک دکتر روشن ضمیر