"اختلالات روانی" – فقط ویژگی هایی که قادر به انطباق با تیپ های شخصیتی شدید مایرز-بریگز نیستند؟

قبل از شروع، بیایید یک تشبیه اغراق آمیز از دنیای خود داشته باشیم. در یک جامعه جنگجو، یک فرد خوب که یک بودایی است (با تولید خوب سروتونین/دوپامین در مغزش) توسط روانشناسان جنگجو مبتلا به “سندرم پنیر” تشخیص داده می شود و احتمالاً با مشروبات الکلی درمان می شود. به همین ترتیب، در یک جامعه آرام و هماهنگ بودایی، یک جنگجوی تهاجمی ممکن است مبتلا به نوعی اختلال ضداجتماعی تشخیص داده شود و همانطور که روان‌پزشکان راهب مناسب می‌دانند با او رفتار می‌شود.

در توصیفات طبقه‌بندی شخصیت مایرز-بریگز، می‌توان سازگارترین و ناسازگارترین ویژگی‌های هر نوع را فیلتر کرد. با فرض اینکه نوع مورد نظر ما حاد است (به عنوان مثال ESTP با هر کاراکتر ۶۰ یا بالاتر)، به اصطلاح “مزایا” و “منفی” را می توان به سرعت استخراج کرد. بنابراین، بسیار منطقی است که فکر کنیم برخی از انواع MBTI بر اساس الگوهای فرضی وجودی خود، بیشتر از سایرین از برخی “اختلالات” روانپزشکی رنج می برند. تنها کاری که باید انجام دهید این است که توصیفات اختلالات روانی را با توصیف انواع MBTI تطبیق دهید، زمانی که آنها در بهترین حالت خود نیستند و نمی توانند با آن کنار بیایند (مثلاً درآمد کم استرس زا، INFP پایین در کشوری که ESTJها از نظر فرهنگی غالب هستند و همه از شما انتظار دارند که باشید. مانند آنها).

دلیلی که من «اختلالات» روان‌شناختی را در گیومه قرار می‌دهم این است که، همانطور که در بالا اشاره شد، به نظر می‌رسد که این «شرایط» ناسازگار (عمدتاً) ویژگی‌های فیزیولوژیکی گونه‌های مختلف انسان‌های انسان‌نما هستند، زمانی که آنها به نقطه شکست روان‌رنجوری سوق داده می‌شوند. وضعیت های اجتماعی . . روانشناسی منفی هنوز بر آن غالب است و موارد را تنها زمانی دسته بندی می کند که بارزتر و شدیدتر شوند. معمولاً این شامل یک نژاد خاص از انسان ها در انتهای پایین مقیاس اجتماعی-اقتصادی است که باید برای ادامه کار به دنبال کمک باشند. ماهیت معکوس روانشناسی منفی (در مقابل حوزه نوظهور روانشناسی مثبت گرا) بیش از یک قرن است که آسیب می زند.

به عبارت دیگر،

۱) فرهنگ/نظام اقتصادی-اجتماعی غالب یک کشور اغلب با چند نوع غالب مایرز-بریگز (معمولاً برونگراها) مرتبط است.

۲) نژادهایی که از نظر فیزیولوژیکی با نژادهای حاکم گله تفاوت دارند، مجبور می شوند در یک سیستم اقتصادی اجتماعی (که توسط حاکمان اداره می شود) شرکت کنند که با آنها ناسازگار است.

۳) اگر افراد ناسازگار با سیستم آنها ثروتمند و مرتبط باشند، مکانیسم های بیشتری برای مقابله با عوامل استرس زا و اجتناب/کاهش فعال سازی ویژگی های عصبی “منفی” خاص MBTI دارند.

۴) این نژادها به احتمال زیاد به دنبال کمک هستند (و وضعیت آنها درجه بندی و علامت گذاری شده است) دارای ویژگی های مثبت نوع MBTI خود هستند و به دلیل روان رنجوری استرس اجتماعی در موارد منفی اغراق می کنند. آنها احتمالاً از طبقه فقیرتر و کم سواد پرولتاریا هستند، و بنابراین چیزهای بیشتری در ظرف روزانه خود دارند در حالی که نمی توانند آنچه را که آنها را آزار می دهد بیان کنند. حتی اگر آنها جناحی از پرولتاریای استکباری بودند که خود را «طبقه متوسط» تصور می‌کردند، باز هم می‌توانستند درباره ماهیت ساختاری اساسی روان رنجوری خود اطلاعات نادرست داشته باشند و با به‌اصطلاح متخصصان حوزه روان‌شناسی منفی موافق باشند.

۵) همه اینها زمانی تشدید می شود که پای اقتصادی به جای گسترش یافتن کوچک شود (به معنای معکوس شدن صنعتی شدن به جای تجدید فیزیکی مداوم یک کشور صنعتی)

بیایید سفر به سوی تطبیق سویه‌های مایرز-بریگز را آغاز کنیم که به احتمال زیاد رتبه «بی‌نظمی» را برای یکی از افراطی‌ترین اعضای خود دریافت می‌کنند. به عنوان پایه، انواع MBTI که باید مطابقت داشته باشند، انواع حاد هستند (۶۰ یا بیشتر در هر حرف). برخی از اختلالات ممکن است نیاز داشته باشند که فقط یک عملکرد به طور غیرطبیعی بالا باشد (از نظر آماری) مانند ۱۰۰ فارنهایت، بنابراین، همه MBTIهای حاد برای مطابقت با توضیحات این اختلال ضروری نیستند، اما آن انواع شدید MBTIها در گروه از قبل حاد برادرانشان قرار دارند. این یک لیست ناقص و ناقص است که به مرور زمان ارتقا می یابد. به عنوان نقطه شروعی برای بحث عمل خواهد کرد.

طیف اوتیسم

به احتمال زیاد در بین ISTPها – عملکرد حسگر بالا نزدیک به ۱۰۰ سوئیچ به نظر می رسد زیرا اعصاب منتهی به کره چشم ضخیم تر از اکثر افراد هستند. تمپل گراندین، یک زن اوتیستیک، در سخنرانی خود در TED به خوبی به وضوح بیان کرد که به جای تصویری، در تصاویر “فکر می کند”. با طنز به یاد داشته باشید که دانشمندان / مخترعان / تکنسین های درونگرا در مخاطبان ممکن است در برخی موارد محدودیت های اوتیسم را لمس کنند و این به آنها در کار دقیق خاص خود کمک می کند. درونگرایی بالا مهارت های ارتباط بین فردی بسیار پایین و اجتناب از موقعیت های اجتماعی را توضیح می دهد که انرژی اوتیسم را تخلیه می کند.

T بالا و فقدان احساسات، عدم ارتباط نزدیک با چیزهای درون جهان را در آن مواقع نادری که یک فرد مبتلا به اوتیسم تصمیم می‌گیرد با دنیا درگیر شود را توضیح می‌دهد (نور برون‌گرایی). فسفر بالا به فلج حرکتی و اضافه بار حسی کمک می کند. این امکان وجود دارد که مغز برای ورودی های ویدیویی/صوتی بیش از حد گسترش یابد، بدون اینکه روش بیولوژیکی برای استفاده از داده ها لذت بخش باشد. نتیجه کلی این است که یک فرد بسیار شبیه کسی است که داروهای تجزیه‌کننده مصرف می‌کند (می‌تواند به درک ایده‌آل، مکانیکی و عینی از جهان نزدیک‌ترین باشد، بدون اینکه تحت تأثیر احساسات قرار بگیرد).

اختلالات خلقی – افسردگی و دوقطبی (برای اینکه ترن هوایی عاطفی در وهله اول اتفاق بیفتد، فرد نیاز به یک تابع F فوق العاده قوی (دوباره محدوده ۹۰-۱۰۰) دارد تا اوج های شدید و همچنین پایین آمدن شدید را احساس کند. عملکردهای دیگر مشخص کننده خلق و خوی خاص است. اختلال در عمل.)

افسردگی

احتمالاً بین ISFJها و ESFJها – جامعه فعلی تحت سلطه ENTJ/ENTP ما نسبت به SFJهای فداکار بسیار غیردوستانه است. تغییرات سریع تکنولوژیکی و فرهنگی، تکه تکه شدن جامعه و خانواده از طریق بازار آزاد، و تعاملات شخصی سگ خواری به احتمال زیاد بیشترین تأثیر منفی را بر SFJ ها خواهد داشت. کمک آنها پاداشی ندارد، اما به طعنه و وظیفه آنها کمتر تمایل دارند مانند همتایان FP خود آرام بگیرند و جشن بگیرند. S قوی باعث می شود آنها بر عدم تأیید مداوم خود توسط دیگران در زمان حال تمرکز کنند در حالی که J به یک سیستم اخلاقی انعطاف ناپذیر و دارای بار عاطفی کمک می کند که S دائماً آن را متجاوز می بیند. Strong J همچنین فردی را که دارای خلق افسرده است با وقفه های کمتر به حالت شادتر و بلندتری تثبیت می کند (به زیر مراجعه کنید).

دوقطبی

احتمالاً بین ENFP و ESFP – با توجه به فاز شیدایی برونگرای یک فرد دوقطبی، به نظر می‌رسد E بالا همراه با F بسیار بالا نقش مهمی در تغییر خلق و خو و ناتوانی در کنترل آنها دارد (برخلاف یک حالت طولانی مدت). نوزاد پیوسته در صفحه عاطفی مورد نظر J-strong. یک FP برونگرا به سمت دنیایی پر از انرژی و الهام حرکت می کند، اما توسط محیط اجتماعی طعنه آمیز پایین می آید. حساسیت شدید نسبت به انتقاد و یک P قوی برای توجه به اینکه چگونه چنین انتقادی از زوایای مختلف توجیه می شود که باعث فروپاشی عاطفی حاد و عقب نشینی در مرحله افسردگی می شود. تغییر مداوم احساسی به آشفتگی ذهنی و احساس از دست دادن کنترل می‌افزاید. اینها افرادی هستند که عاشق مهمانی هستند و در همه جا حضور دارند اما در مواجهه با یک مانع محیطی با حوادث ناگوار روبرو می شوند. دیاستول باید حفظ شود و به طور ناسالم بسیج نشود.

بیش فعالی

احتمالاً بین ENFP، ESFP، ENTP و ESTP – به نظر می‌رسد کلید تغییر مداوم زوایای ادراکی از طریق P بیش از ۶۰ و باز بودن شدید است که باعث می‌شود فرد به دنیا متمایل شود و وقتی این میل ناامید می‌شود، احساس ناراحتی کند. همچنین به نظر می رسد که این فقط یک مرحله اکتشافی رایج در دوران کودکی برای کودکان نوپا و کودکان اکثر انواع MBTI باشد.

شخصیت اسکیزوفرنی

احتمالاً در بین ISTJها، INTJها و احتمالاً INTPها – اسکیزوئیدها با انزوای اجتماعی، سردی عاطفی و بی تفاوتی نسبت به دیگران مشخص می شوند. اختلال در عملکرد اجتماعی، تنهایی شدید، و بینش بزرگ برونگرایی. مشخصه های فوق به وضوح ناشی از همان نقاط قوت I و T در افراد اوتیستیک است، اما بیماران اسکیزوفرنی به طور کامل تحت فشار بیش از حد حسی قرار نمی گیرند. این به آنها اجازه می دهد تا در مواقعی خلاق باشند. پونرولوژی سیاسی این مورد جالب را ارائه می دهد که اسکیزوئیدها (به دلیل صرف زمان زیادی که به تنهایی به تماشای دنیای پرشتاب با فانتزی های اغلب انتقام جویانه می گذرانند) ادبیات و سازه هایی می نویسند که الهام بخش روانپزشکان بالینی تحت بالینی است.

اختلالات فکری و روانی

به احتمال زیاد در میان ENTJها، ENTPها – اینها شکارچیان طبیعی گله انسان هستند و اگر به قدرت برسند به جای بهبود آن، از آنها تغذیه می کنند. عناصر پایه حداکثر T 100 برای سایکوپات‌های بالینی و T بالای ۶۰ برای بیماران تحت بالینی (آنهایی که خفیف‌تر هستند که هم در دنیای انسان و هم در دنیای شکارچی پا دارند و سیاستمداران غریزی می‌سازند) است. این تضمین می کند که هیچ همدردی عاطفی برای همو ساپینس وجود ندارد. آنها به معنای واقعی کلمه نمی توانند آن گونه که دیگران احساس می کنند احساس کنند و این باعث می شود که بیشتر مردم از نظر آنها غیرمنطقی و ضعیف به نظر برسند. نزدیکترین چیزی که آنها به احساسات دارند (که این دو مفهوم را با هم اشتباه می گیرند) تحریک جنسی و پرخاشگری است. یک E قوی آنها را به سمت جهان می کشاند و به شدت با طعمه خود مخلوط می شوند، در حالی که شهود N قوی به آنها اجازه می دهد تا به سرعت یاد بگیرند که چگونه طعمه خود را تقلید کنند (لبخند بزنید، کلمات معنادار احساسی را برای گفتن بدانید، و غیره).

در ادبیات بحث در مورد اینکه آیا گروه سایکوپات ها در سمت J (چپ مغز) یا P (راست مغز) هستند یا اینکه آیا این فقط یک تداوم از آسیب شناسی روانی است، اختلاف نظر وجود دارد. به احتمال زیاد این یک زنجیره با تخصص متفاوت در عمل در میان شکارچیان است. آن‌ها همه ویژگی‌های یکسانی دارند به جز اینکه ENTJ هدفی است که بدون توجه به هزینه‌های انسانی (قلدر) هدایت می‌شود، در حالی که ENTP ساختاری ندارد اما بیشتر می‌تواند با انسان‌های مختلف تقلید/همراهی کند و از این توانایی به طور خلاقانه استفاده کند (Con Artist). فقدان هوش هیجانی و تمایل آنها به میانبرهای استثماری آنها را به فن‌سالاران فقیر، کارگران یدی و متخصصان فناوری پیشرفته تبدیل می‌کند. گروه های تحت بالینی را می توان در جهت درست هدایت کرد و اعضای مولد جامعه ساخت. آنها خصوصیات «بی نظمی» دیگری از هیپومانیا و خودشیفتگی دارند.

اختلال شخصیت اسکیزوتایپی

احتمال بیشتری بین INTP و INFP وجود دارد – به نظر می رسد عنصر کلیدی P بسیار بالا باشد که می تواند سیل داده های ادراکی ایجاد کند که یک اثر شبه توهم زا ایجاد می کند. N برای ۱۰۰ و P برای ۱۰۰ به راحتی می توانند تئوری های توطئه غیرموجودی را ایجاد کنند.

اختلال شخصیت مرزی

احتمال بیشتری در میان ESTP ها – آن افراد بسیار خسته (P و T) در حاشیه زندگی می کنند و بنابراین تبدیل به سربازان یا جنایتکاران خوبی می شوند. آنها شهود روانی بودن را ندارند و اغلب با افراد مختلف ارتباط برقرار نمی کنند زیرا با هم کنار نمی آیند. سطح فوق العاده E کلیدی است و آنها را وادار می کند تا سرگرمی هایی را در زمان حال (S) دنبال کنند که برای اکثر مردم طاقت فرسا است.

این به جدایی طوفان فکری پایان می دهد. باز هم، مقاله بیان نمی کند که هر نوع مایرز بریگز با مجموعه ای از توصیفات طبقه بندی شده به عنوان یک اختلال خاص مطابقت دارد. این بدان معنی است که در میان انواع شدید MBTI، اقلیتی شدیدتر وجود دارد که رفتار در آنها (اگر جامعه به اندازه کافی تحت فشار یا هدایت قرار گیرد) بیشتر از سایرین با توصیفات اختلال خاصی مطابقت دارد. مطمئناً همپوشانی هایی وجود دارد که نمی توانم با برخی از انواع (در حال حاضر) حذف شده مانند ESTJ، INFJ، ISFP و ENFJ ذکر کنم. می‌توانید آزمون مایرز بریگز را به‌صورت آنلاین انجام دهید (سعی کنید یک آزمون با جزئیات را انتخاب کنید) و ببینید که در چه مرحله‌ای قرار دارید.

رژیم آنلاین دکتر روشن ضمیر https://rdiet.ir/ رژیم کتوژنیک دکتر روشن ضمیر